قسمت هفتم، علت وجود فضاگونه

مقاله : ۱
موضوع: قبل از خلقت
قسمت هفتم: علت وجود فضاگونه

بسمه تعالی

فرضیه آفرینش

بعد از آشنایی مختصر با فضاگونه حالا به این سؤال مهم می‏رسیم که به چه علتی خلق شده است؟! یعنی چه علتی برای خلق یک موجودیتی که عملاً وجود ندارد و دارای هیچ موجودیتی هم در درون خود نیست می‏توان تصور کرد ؟! اصولاً چرا جهان‏های متفاوت و مختلف خلقتی در این فضاگونه خلق می‏شود؟ و اگر جهان خلقتی خارج از آن نمی‏تواند ایجاد شود آیا این نمی‏تواند دلالت بر نیاز خالق باشد که بایستی حتماً در یک فضاگونه خلقت جهان‏هایش را انجام دهد؟ مگر می‏شود برای یک خالق مطلق محدودیتی تصور کرد؟ اگر چنین است محدودیت را چه چیزی یا چه کسی برای او قرار داده؟ و در نتیجه آیا نمی‏توان نتیجه گرفت که حالا خالق اصلی همان است که محدودیت را ایجاد کرده؟ و دهها سؤال دشوار دیگر.

برای روشن شدن پاسخ به این سوال و سؤالات حاصله از آن به مثال زیر توجه کنید. فرض می‏کنیم که شما می‏خواهید یک آدمک گلی بسازید. برای این کار به چه فضا یا ظرفی نیاز دارید. مسلماً باید فقط یک ظرف غیر گلی باشد. یعنی شما نمی‏توانید یک آدمک گلی را در داخل یک ظرف پر از گل بسازید. این کار اساساً غیر ممکن است، چون نمی‏شوددر این صورت آدمک را از گل‏های محیط آن جدا کرد. همه چیز یک جنس است و جنس دیگری آدمک را از گل‏های اطرافش جدا نمی‏کند. پس به ناچار شما گل مورد نیاز خود را از بقیه گلها جدا می‏کنید و در فضایی متفاوت مثل هوا آن را می‏سازید. توجه کنید که حتی اگر پایه‏ی آدمک هم بر روی گل اصلی قرار داشته باشد باز برای جدا کردن آن دچار سختی خواهید شد. پس می‏بینیم که ما برای ساخت هر چیز از هر جنس حد اقل به دو محیط متفاوت نیاز داریم. اول محیطی که خود ماده مورد نیاز را دربر می‏گیرد مثل ظرف گل و سپس ماده‏ای که در فضای آن آدمک را می‏سازیم مثل هوا. در این مثال ما نگران ماده یا مواد مورد نیاز برای ساخت یا خلق آدمک نیستیم. با در نظر گرفتن این فرض که ماده مورد نیاز ساخت را در اختیار داریم ما لااقل به دو محیط یا فضای جداگانه برای ساخت یا خلق هر چیزی احتیاج پیدا کردیم. حال فرض می‏کنیم می‏خواهیم یک ساختمان بسازیم، برای ایجاد یا خلق این بنا ما نیاز به تعداد زیادی مواد و در نتیجه تعداد زیادی ظرف حاوی مواد داریم. (سیمان در کیسه‏ های کاغذی، گچ در کیسه‏ های پلاستیکی، کاشی و سرامیک در قوطی‏های مقوایی، شیشه در پوشال، رنگ در قوطی و غیره) و مکان ساخت جایی که از هیچ یک از اینها (به تنهایی و یا در ترکیب با یکدیگر) نباشد. مثلاً تصور کنید که ساختمان را به جای این که در هوا بنا کنیم در توده‏ای از شیشه بسازیم. طبیعی است شیشه‏های مصرف شده در ساختمان قابل تفکیک از توده‏ی شیشه‏ای نخواهد بود. اگر حتی در ظرف بزرگی از رنگ ساختمان را بسازیم، رنگ مصرف شده در ساختمان قابل تفکیک از رنگ درون ظرف نخواهد بود و علی‏آخر. پس به اجبار در فضایی ساختمان را می‏سازیم که از جنس هیچ یک از مواد مصرفی مختلف در آن نباشد. هر چه تعداد مواد بیشتری را در خلقت اشیاء به کار می‏گیریم کار خلقت پیچیده‏تر و دشوارتر می‏شود. حال تصور کنیم می‏خواهیم یک جهان خلقتی بسازیم که دارای بی نهایت اشیاء و موجودات و موجودیت‏ها و مواد است. و باز فرض می‏کنیم که تمام مواد خلقتی را هم در اختیار داریم (همانطور که خداوند همه مواد خلقتی و هر آنچه برای خلق کردن لازم است را دارد و نیازی به هیچ منبع یا خزانه‏ای برای دسترسی به آن ندارد). حال قسمت بسیار دشوار این کار آشکار می‏شود. در چه فضایی و در چه جنسیتی که با هیچ یک از مواد خلقتی مورد نیاز جهان خلقت یکی نباشد بایستی این عالم خلقتی را خلق کنیم؟!! حال تعداد این عوالم بسیار عظیم و پیچیده‏ی خلقتی را بی‏نهایت در نظر می‏گیریم با تنوع واقعاً بی‏نهایتی از اشیا و موجودیت‏ها و ابعاد و تمام جزئیات سرسام‏آور مورد نیاز برای خلق هر یک از آنها. حال تمام این عوالم عجیب و غریب را در چه فضایی و در چه جایی بایستی خلق کرد؟!! ترکیب ماده خارق‏العاده مورد نظر برای ایجاد فضای بیرونی عوالم مختلف خلقتی را فرض می‏کنیم که پیدا کرده‏ایم و حالا تمام این عوالم خلقتی را در آن فضاگونه عجیب با یک جنس بسیار شگفت‏انگیز که با هیچ یک از مواد مصرفی در هیچ یک از بی‏نهایت عوالم خلقتی یکی نباشد ایجاد نموده‏ایم. حالا مشکل بعدی خودنمایی می‏کند ما نیاز به جا و فضای کافی برای قرار دادن این فضاگونه شگفت‏انگیز جدید داریم (چون به هر حال یک ماده است) و در نتیجه نیاز به یک جنس جدید دیگر که از ترکیب شگفت‏انگیز ما شگفت‏انگیز‏تر بوده و با هیچ یک از اجزاء آن یکی نباشد داریم (که ماده شگفت‏انگیز اول را در خود جای می‏دهد). حالا ظرف شگفت‏انگیز دیگری که ظرف مورد نظر را در خود جای می‏دهد و علی‏آخر. یعنی تا بی‏نهایت ظرف و مواد بایستی خلق کنیم تا قادر به رسیدن به چیزی باشیم که خداوند بدون نیاز به هیچ ماده شگفت‏انگیز و هیچ ظرف شگفت‏انگیز‏تر انجام داده است.

خالق ما تمامی عوالم خلقتی عجیب و غریب با آن همه مواد خلقتی و موجودیت‏های عجیب‏تر را در فضاگونه بدون ماده و شیئی و موجودیت خلق کرده و می‏کند، بدون آن که نیازی به هیچ چیز برای این همه خلقت عجیب و غریب داشته باشد، زیرا که او خداست و تنها خالق و تنها بی نیاز. پس علت وجود فضاگونه‏ای که در عین موجودیت وجود ندارد و فاقد هر چیز و هر نیرو و هر رنگی است بی نیازی خداوند به همه آن چیزهایی است که ما آنها را مظهر موجودیت و قدرت و خلقت می‏دانیم. او به هیچ چیز نیاز ندارد، پس همه چیزها را در هیچ و از هیچ می‏آفریند و به هیچ هم برمی‏گرداند. یعنی خداوند هیچ را در هیچ می‏آفریند. یعنی ماده‏ی خلقتی را در درون فضا و ظرف همجنس خودش. درست مثل ما که می‏خواستیم آدمک گلی را در ظرفی از گل بسازیم که غیر ممکن بود. فرایندی که حتی قابل تصور هم نیست. این یعنی خدا، و این یعنی بی‏نیازی مطلق یک خالق بی همتا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس بگیرید
WhatsApp chat