قسمت ششم، رنگ فضاگونه

مقاله : ۱
موضوع: قبل از خلقت
قسمت ششم: رنگ فضاگونه

بسمه تعالی

فرضیه آفرینش

اگر فرض کنیم که قادر به سفر به خارج از جهان خلقت و به محوطه فضاگونه باشیم آنجا را به چه رنگی خواهیم دید؟ اینکه می‏گوییم فضاگونه کاملا خالی است و عاری از هر چیز است آیا بدان معنی است که فاقد رنگ هم هست؟! ولی اگر فاقد هر گونه موجودیتی است پس چگونه می‏تواند دارای رنگ باشد.؟!

در جهانی که ما در آن موجودیت داریم همه اشیا به طبع از جنسیت خود طیف خاصی از نور را منعکس یا تولید می‏کنند که رنگ را بوجود می‏آورد. مثلاً وقتی در باره خورشید به عنوان یک ستاره میان سال صحبت می‏شود به دلیل آن است که نور آن حالا به زردی می‏زند. اگر یک ستاره جوان بود به رنگ سفید و اگر خیلی جوان سفید مایل به آبی بود. حال اگر پیرتر شود به رنگ قرمز خواهد رسید. پس رنگها تابع جنسیت اشیا تغییر می‏کنند. در بحث فضاگونه بر اساس آنچه در مقالات قبل توضیح داده شد یک محیط عاری از هر چیز است پس اگر ما در چنین مکانی به اطرافمان نگاه کنیم طبیعتاً  هیچ رنگی را نبایستی ببینیم. ولی اینکه می‏گوییم هیچ رنگی وجود نداشته باشد یعنی چه؟! در جهان ما وقتی صحبت از عدم وجود رنگ یا بی رنگی می‏شود باز هم به رنگ می‏رسیم. مثلاً وقتی چند چراغ رنگی در یک فضای محدود مثل یک اتاق روشن است چند رنگ متفاوت رؤیت می‏شود. حال اگر چراغها را خاموش کنیم فقط تاریکی می‏بینیم که رنگ سیاه است. بر روی یک صفحه مدّور اگر طیف هفت‎گانه رنگ‎های رنگین کمان را کنار هم داشته باشیم، تمامی هفت رنگ اصلی حاصله از سه رنگ پایه (قرمز، آبی و زرد) را رؤیت می‏کنیم که اگر صفحه دوار را با سرعت به گردش درآوریم دیگر آنها را نمی‏بینیم ولی رنگ سفید را خواهیم دید. پس در جهان ما بی رنگی اصولاً وجود ندارد چرا که عدم وجود  وجود دارد و به هر حال تحت هر شرایطی و در هر مکانی از جهان هستی چیزی وجود ندارد  و در نتیجه رنگی هست. اما فضاگونه فاقد شیئ است و بنا‏براین دارای رنگ هم نیست و این آن چیزی است که اصلاً در جهان خلقت قابل تجربه نیست. خود رنگ یک ماهیت ثانویه است یعنی موجودیتش وابسته به موجودیت شیئ است. رنگ زمانی وجود دارد که شیئ وجود دارد. برای مثال یک قوطی رنگ (مثلاً رنگ قرمز) را در نظر بگیریم. آیا قوطی دارای رنگ قرمز است یا حاوی موادی است که خصوصیات آن مواد رنگ قرمز را تشکیل داده است؟ آیا می‏توان رنگ قرمز را مشاهده کرد و بدون استفاده از مواد قرمز رنگ؟ پاسخ البته منفی است. در جهان ما اگر مثلاً قوطی رنگ را کاملاً از رنگ خالی کنیم باز دارای رنگ است ، یعنی رنگ مواد قوطی حاوی رنگ حالا به چشم می‏خورد که مثلاً نقره‏ای است. یعنی ما در دنیای مادی همواره رنگ داریم و همواره هم این رنگ از طریق یک ماده حاصل می‏شود. پس خود رنگ به خودی خود وجود خارجی ندارد. ما رنگ قرمز بدون وجود مواد قرمز رنگ نمی‏توانیم داشته باشیم. پس اگر ماده‏ای نیست قطعاً رنگی هم نیست. اما هنوز سوال ما پاسخ داده نشده است که فضاگونه به چه رنگ است؟! و اساساً عدم رنگ یعنی چه؟!

در فیزیک مدرن مبحث رنگ‎های غیر قابل رؤیت مبحث جذابی است و یکی از کاربردهای آن در صنایع نظامی است زمان زیادی از طراحی رنگ‎های نامرعی نمی‏گذرد. رنگ‎هایی که اگر برای لباس سربازان مورد استفاده قرار گیرد قابل روئیت نخواهد بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ شرکت کرایسلر از این رنگ به طور آزمایشی بر روی تانک‏های M1  (معروف به آبرام) استفاده کرد که معضل آن فقط دود و حرارت حاصل از موتور تانک بود که قابل روئیت بود و همینطور سایه تانک و اینکه که اشیاء پشت سر آن قابل مشاهده نبود. طرز کار این رنگ بخصوص در واقع در جنس آن است. مواد مصرفی در این رنگ (در لباس یا پوشش تانک) طوری طراحی شده که هیچ‎گونه نوری را از خود منعکس نمی‏کند و علت نامرعی بودن آن هم همین است. این همان عامل غیر قابل رؤیت بودن سیاه چاله‏هاست. چرا که به دلیل جاذبه بسیار زیاد در سیاه چاله‏ها حتی فتون‏های نور هم قدرت گریز ندارند و بنابراین نوری از سیاه چاله بیرون نمی‏آید که آن را برای ما قابل رؤیت کند. پس در هر حال تجربه عدم وجود رنگ در این جهان غیر ممکن است و هر چیز غیر قابل رؤیت هم برای ما دارای رنگ خاص خودش است. پس عدم رنگ قابل تجربه نیست. حال سوال آن است که آیا ایجاد یک جهان خلقتی می‏تواند منجر به ایجاد رنگ در فضاگونه حتی برای یک لحظه گردد؟ با توجه به آنچه که قبلاً گفته شد فضاهای مختلف خلقتی درست در زمانی که خلق می‏شوند به نیستی نیز باز می‏گردند یعنی همزمان با بودن نیستند و در نتیجه هیچ‎گونه رنگی هم از ایجاد این جهان‏های خلقتی در فضاگونه ایجاد نمی‏شود. نکته جالب در این باره آن است که از آنجا که فضاگونه فاقد هرگونه مرز و محدوده‏ای است ( زیرا مکانیت ندارد) با توجه به اینکه عدم وجود محدوده یعنی عدم وجود هیچ مرزی یا حائلی از هر جنس بین فضاگونه و آنچه که در بیرون آن است و نیز با توجه به اینکه فضاگونه همان‎طور که قبلاً توضیح داده شد در عین موجودیت بی نهایت خودش فاقد موجودیت هم هست چون دارای مکان یا ابعاد نیست، پس اساساً بحث رنگ در باره فضاگونه منتفی است. این جمله با اینکه فضاگونه دارای رنگ نیست متفاوت است. منظور آن است که در فضاگونه اساساً رنگ نمی‏تواند مطرح شود حال از هر نوع و شکلی. برای درک  نکته به این مثال توجه فرمایید. یک اتوموبیل در خیابانی ایستاده است. یک بیننده در باره آن می‏تواند بگوید که این اتوموبیل در حال حاضر حرکت ندارد، اما نمی‏تواند بگوید: اتوموبیل حرکت ندارد، چرا که اتوموبیل می‏تواند حرکت کند. ولی همان بیننده وقتی به یک ساختمان نگاه می‏کند می‏گوید: ساختمان حرکت ندارد و بی حرکت است ، چرا که اصولاً ساختمان تحت هیچ شرایط (عادی) قرار نیست حرکت کند. فضاگونه هم نمی‏تواند دارای رنگ باشد چون هیچ رنگی در آن نمی‏تواند موجودیت داشته باشد، زیرا فاقد هر گونه شیئی است. پس فضاگونه بی رنگ نیست و نمی‏شود گفت «رنگ ندارد» بلکه اصولاً نمی‏تواند دارای هر گونه رنگی باشد ، حتی بی رنگی!

همین خاصیت منحصر به فرد فضاگونه باعث شده است که تنها جایی باشد که می‏شود تصور کرد که اصولاً رنگ نمی‏تواند در آنجا تعریف و معنی شود. عدم وجود شیء در فضاگونه منجر به عدم وجود رنگ هم شده است. نتیجه این بحث این جمله جالب است که: «فضاگونه به هیچ وجه محل موجودیت نیست یعنی هیچ چیزی در آنجا حتی برای یک لحظه هم موجودیت پیدا نمی‏کند. جایی است که در آن برای فقط یک چشم به هم زدن (یعنی مدتی که به دلیل صفر بودن قابل اندازه‏گیری نیست) فضاهای خلقتی خلق شده و همزمان جمع می‏شوند. تنها جایی که نقطه شروع و پایان در آن همواره فقط یک نقطه است. تنها جایی که اراده خالق به طور همزمان هم بوجود می‏آورد و هم به عدم موجودیت می‏کشاند. همزمان است چرا که خداوند برای هیچ کاری نیاز به هیچ چیز ندارد حتی زمان که خود نیز در واقع وجود ندارد».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس بگیرید
WhatsApp chat