قسمت دوم، واکنش فضاگونه به عالم خلقتی مانند خلقت

مقاله   ۱
موضوع: قبل از خلقت
قسمت دوم : واکنش فضاگونه به عالم خلقتی مانند خلقت

بسمه تعالی

فرضیه آفرینش

آنچه مسلم است هر عالم خلقتی که توسط اراده خالق ایجاد می‏شود دارای ابعاد است و ابعاد خواه مثبت (مانند خلقت جهان ما که از سه بعد مثبت برخوردار است) و چه منفی (عوالم بسیار عجیبی که خداوند با ابعاد منفی خلق می‏کند و مثلآ اگر در شکل سه بعدی منفی بخواهیم تصور کنیم مکعبی است که آن را به صورت آستری درآوریم، یعنی داخل آن را به خارج انتقال دهیم و رویه بیرونی آن را به داخل بدون جداسازی صفحات تشکیل‎دهنده آن و در واقع ایجاد فضای متعادل حجم مکعب و نه اشغال آن نماییم که این امر برای ما غیرقابل تصور است) در هر حال از جنس فضاگونه اطراف خود نیستند (چرا که فضاگونه فاقد ابعاد است) بنابراین فضاگونه در قبال تشکیل هر عالم خلقتی نیروی عجیبی بر عالم برای صفر کردن ابعاد آن وارد می‏کند. باید توجه داشت که این نیروی غیرقابل تصور فشار نیست. آنچه که ما به عنوان فشار می‏شناسیم نیرویی است که اگر بر جسمی مثل یک تخم‏ مرغ وارد شود فقط تخم مرغ را خرد می‏کند، یعنی شکل جسم را از بین می‏برد لکن جرم و موجودیت بر جای می‏ماند و ابعاد هیچ تغییری نمی‏کنند. نیروی فضاگونه برعکس با هدف صفر کردن و نابودی کامل وارد عمل می‏شود و اعمال آن بر یک علام خلقتی باعث می‏شود که در همان لحظه خلقت برچیده شده به پایان برسد، یعنی به یک چشم به هم زدن وجود و عدم وجود ابعاد در قالب یک خلقتی همزمان اتفاق می‏افتد. مثال نزدیک برای چنین پدیده‏ای نظریه آلبرت انیشتن در باره تبدیل ماده به انرژی است که بر اساس آن ماده از بین نمی‏رود بلکه به انرژی تبدیل می‏شود و عملآ ابعاد خود را از دست می‏دهد و بر اساس این نظریه با رسیدن سرعت ماده به سرعت نور این اتفاق جالب می‏افتد و قابل بازگشت هم هست، یعنی انرژی هم می‏تواند به ماده بازگردد. لکن تفاوت فاحش این بحث با نیروی فضاگونه خاصیت از بین بردن کامل عالم خلقتی است بدون آن که به چیز دیگری (مثل انرژی) تبدیل شود. فراموش نکنین که در فضاگونه هیچ چیز موجودیت ندارد، حتی انرژی. حال سؤال آن است که چه چیزی موجب رانش چنین نیروی خارق‏العاده‎ای می‏شود؟ برای رسیدن به یک پاسخ هر چند ناقص می‏بایستی فراموش نکنیم که فضاگونه داخل عالم خلقتی نیست یعنی موجودیتی است همزمان با عدم موجودیت در بیرون فضای خلقت، یعنی همان چیزی که ما هستیم، موجودیت همزمان با عدم موجودیت. در حال حاضر که این مطالب نوشته می‏شود اگر فرضیه عمر جهان هستی را صحیح فرض کنیم بیش از ۱۴ میلیارد سال از تاریخ پیداش آن می‏گذرد، یعنی من و شما اگر چه زنده‏ایم، لکن ۱۴ میلیارد سال قبل موجودیت‏مان تمام شده است. عجیب است ولی واقعیت دارد، چرا که در لحظه خلقت برچیده شدن آن نیز واقع شده است. موتور رانش چنین معجزه‏ای همان اصل موجودیت همزمان با عدم موجودیت است. یعنی فضاگونه که در عین موجودیت، موجودیت ندارد (زیرا ابعاد ندارد) به دلیل آن که هر گونه موجودیتی در داخل آن اتفاق می‏افتد بایستی تابع شرایط آن باشد، لذا عالم حادث را به عدم می‏رساند و کاملآ از موجودیت به عدم موجودیت می‏برد آن هم بدون زمان. پس نیروی رانش (این نیروی غیر قابل تصور) در اصل از ماهیت خود فضاگونه است ولی عملآ از نیروی هر عالم خلقتی گرفته می‏شود. این بدان معنی است که نیرویی که خرج ایجاد ابعاد عالم خلقتی می‏شود در واکنش فضاگونه به موجودیت آن عالم صرف از بین بردن ابعاد عالم و بازگشت آن به عدم موجودیت می‏شود. درست مانند شرایط جاذبه در زمین که همه چیز را روی زمین به خودش جذب می‏کند و حالا اگر جسمی را سمت بالا پرتاب کنیم، هرچه نیروی پرتاب کننده قوی‏تر باشد جسم درست است که فاصله بیشتری از سطح زمین می‏گیرد، لکن با بالا رفتن بیشتر با قدرت بیشتری هم به سطح برگردانده می‏شود. در اینجا نیروی بازگردانده حاصل نیروی پرتاب کننده است و البته شتاب جاذبه نیز در هر دو صورت  (بالا رفتن و پایین افتادن) مؤثر است. در بحث نیروی واکنش فضاگونه نیز نیروی وارد شده برای خلقت صرف به صفر رساندن ابعاد و در نتیجه موجودیت آن خلقت می‏شود و چون این موازنه به صورت کامل انجام می‏شود هیچ محصول جانبی به دنبال ندارد و در نتیجه هیچ چیزی مثل انرژی یا ماده در پایان برجای نمی‏ماند(بر عکس فشار بر تخم مرغ).

در واقع اعمال چنین واکنشی از سوی فضاگونه دلیل انبساط و انقباض عوالم خلقتی است. منظور آن است که هر عالم خلقتی با ابعاد مثبت ابتدا دچار انبساط می‏شود تا (بر اساس برنامه خلقتی داده شده به آن) ابعادش تا نهایت وسعت باز شدن انبساط پیدا کنند و در نقطه نهایت انبساط تمامی انرژی و رانش ایجاد شده در طول انبساط صرف انقباض عالم می‏شود و عالم مراحل بازگشتن به عدم موجودیت را به طور دقیق و مرحله به مرحله طی می‏کند و نهایتاً با برچیده شدن ابعاد به عدم موجودیت کامل رسیده برچیده می‏شود. کل این فرایند در ظرف زمانی صفر اتفاق می‏افتد زیرا در بیرون عالم خلقتی به دلیل ماهیت عجیب فضاگونه هیچ گونه جابجایی یا حرکت اتفاقی نیفتاد پس زمانی ایجاد نشده است. این فرایند عجیب در مورد عوالم خلقتی با ابعاد منفی معکوس است. یعنی به طور عجیبی ابتدا انقباض در عالم خلقتی با ابعاد منفی اتفاق می‏افتد و سپس در واکنش فضاگونه به موجودیت آن عالم شگفت‏انگیز، نیروی حاصله از اقباض صرف انبساط عالم مذکور و رسیدن به عدم موجودیت آن می‏شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس بگیرید
WhatsApp chat