عوامل متعددی بر منبع کنترل ما تأثیر می‌گذارد.

عوامل متعددی بر منبع کنترل ما تأثیر می‌گذارد. در این میان، تجربه‌های کودکی‌مان قطعا نقش مهمی ایفا می‌کنند.

اگر در خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم که در آن سخت‌کوشی ارزشمند بوده، بیشتر به سمت منبع کنترل درونی هدایت می‌شویم، زیرا اعتقاد داریم که سخت‌کوشی همیشه جواب می‌دهد.

اگر با پدر و مادری بزرگ شده‌ایم که مدام گفته‌اند: “نظر شما در این جهان مهم نیست” یا “مهم نیست که چه کاری انجام دهید، دنیا همیشه شما را پایین نگه می‌دارد” ممکن است منبع کنترل بیرونی در ما رشد کرده باشد.
همچنین تجربیات‏مان در زندگی می‌تواند بر منبع کنترل‌مان تاثیر بگذارند. اگر در گذشته با تلاش به موفقیت رسیده باشیم، گرایش‌مان به کنترل درونی بیشتر می‌شود، اما اگر این‌طور احساس کنیم که مهم نیست چه کاری انجام می‌دهیم و هیچ چیزی درست نخواهد شد، این حس در ما به‌وجود می‌آید که از جانب ما کنترل خیلی کمی بر شرایط وجود دارد.

منبع کنترل درونی اغلب به عنوان “بهترین” راه، برای ایده‌آل‌نگری پیشنهاد می‌شود. ایده‌هایی مانند “شما می‌توانید هر کاری را انجام دهید، اگر فقط ذهن خود را به آن بسپارید.”

در واقع افرادی که دارای میزان کنترل درونی بالایی هستند، اغلب مدیران ارشد بزرگی می‌شوند؛ چون آن‌ها به توانایی‌هایشان برای ایجاد تغییر مطمئن هستند. پزشکان از داشتن بیمارانی با منبع کنترل درونی قوی راضی‌ترند. چرا که آن‌ها هرکاری را امکان‏پذیر می‌دانند و برای درمان‌شان تلاش می‏کنند. اما در هر صورت معایبی هم در این طرز فکر که قدرت کنترل همه چیز در دست ماست، وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس بگیرید